آقاي م و س و ي من به شما راي ميدهم اما:
دهه شصت و اعدام هاي سريالي را از ياد نخواهم برد. تندروي هاي شما را هم در اسلامي كردن دانشگاه ها و پرده كشيدن هاي بين زن و مرد در كلاس ها را و انقلاب فرهنگي را هم از ياد نخواهم برد. بخشنامه پوشيدن رنگ هاي تيره در دانشگاه به كميته انضباطي دانشگاه ها را هم از ياد نخواهم برد. تعطيلي تنها روزنامه مخالف و زنداني هاي سياسي آن دوران را هم از ياد نخواهم برد. قرباني كردن جوان هاي اين كشور را هم در جنگ از ياد نخواهم برد. مشابه همين ها را در دوران بزرگترين حامي شما آقاي خ ا ت م ي هم از ياد نخواهم برد. و هر چه گشتم هيچ برنامه مدوني از شما در زمينه سياست نديدم. و ميدانم كه ف ي ل ت ر هاي اينترنتي را بر نخواهيد داشت و اينترنت پر سرعت را هم به ما نخواهيد داد چرا كه به “اصول” مراجعه خواهيد كرد. بنابراين براي آزادي سياسي بيشتر و آزادي بيان و مطبوعات بيشتر به شما راي نخواهم داد و هر بار كه در دولت احتمالي شما دانشجويي در دانشگاه به زندان برود و روزنامه اي بسته شود و خبر اعدام فردي را بشنوم، قلبم به درد خواهد آمد و تير خواهد كشيد.
سياست ها ي غلط اقتصادي اتان را هم كه باعث شد ما در دهه هفتاد تورم 50 درصدي داشته باشيم را هم از ياد نخواهم برد، سياست هايي كه خيلي از كارشناسان و طرفداران تيم امروزي شما، همان سالهاي دهه 70 آنقدر از آن انتقاد كرده اند كه تمام تورم و بيكاري دهه 70 را به شما و سياست هاي دولت اتان نسبت ميدادند. هر چه برنامه هاي اقتصادي دولت اميد را هم خوانده ام غير از شعارهاي انتخاباتي كه از لابلاي كتابهاي دانشگاهي درآمده است چيزي نديدم. به عنوان يك نمونه مثلا ميخواهيد صنعت نفت را به اقتصاد داخلي از طريق شيوه اداره كشور هنگام جنگ براي تهيه يك آرپيجي متصل كنيد و اصلا كسي نيست از شما بپرسد كه كجاي صنعت كشور تكنولوژي چنان پيشرفته اي دارد كه بتواند با طرحي مثل ساختن يك پالايشگاه همكاري كند؟ شما ميدانيد تاسيسات LNG و LPG حتي به مراتب هزينه برتر و امنيتي تر از تاسيسات هسته اي هستند؟ كدام كارگاه صنعتي يك كشور جهان سومي توان ساخت آن را دارد كه شما ميخواهيد آن را در مثلا پروژه اي مثل فازهاي پارس جنوبي همكاري دهيد؟؟ چقدر نيروي انساني متخصص تربيت شده براي اين كارها در تيم همراه اتان داريد؟ (تيمي كه در دهه هفتاد هم توان اين كار را نداشته اند) هيچ ميدانيد حتي اگر 23 خرداد هم شروع به كار كنيد حداقل ده سال بايد منتظر به ثمر نشستن چنين نيرويي باشيد در حاليكه شما فقط 4 سال وقت داريد؟ هيچ ميدانيد برنامه يعني اينكه شما با آمار و ارقام مستدل بيان كنيد كه كجا هستيم و به كجا ميخواهيم برسيم؟؟ يعني به عبارت ديگر چقدر منابع داريم و قرار است چگونه آنها را هزينه كنيم تا به اهداف امان برسيم؟؟ جاي اين آمار و ارقام در برنامه هاي شما خالي بود. (به عنوان مثال شما ميدايند الان ما در كشورمان چند نفر نيروي كار و آماده به كار و … داريم؟؟ حتما ميدانيد كه نيروي كار از عوامل اصلي هر برنامه اقتصادي با نگرش توسعه است) شما نه ميدانيد كه ما كجا هستيم از نظر اقتصادي و نه ميدانيد كه به كجا مي خواهيد برسيد.(خوب هم ميدانم كه علت حضور اتان نارضايتي هاي اجتماعي است نه اقتصادي) 7 برنامه تحول اقتصادي ارائه كرده ايد كه اگر تشابه آنها را با شعارهاي انتخاباتي نامزدهاي قبلي و برنامه هاي توسعه 4 ساله ناديده بگيريم و دولت شما يك دولت كارآمد و سريع و مدير باشد و با سرعت نور حركت كند، براي هر كدام از اين برنامه ها به يك سال زمان نياز داريد تا تصويب قانوني شود (گرچه هيچ كدام از اين برنامه ها را غير از شعار چيزي نميبينم مخصوصا با آن اعتقاد دهه شصتي شما به سرمايه دار و … كه آن را دزد ميدانستيد و …) تا كشور ما به بهشت تبديل شود و ان شاء الله نمودارهاي شما در پايان چهار سال همه شيب نزولي داشته باشد و همه در وضع بهتري نسبت به آمريكاي جهانخوار قرار بگيرد. بنابراين براي اقتصاد بهتر هم به شما راي نخواهم داد و هر بار كه آمار افزايش تورم و بيكاري و … را در دولت احتمالي شما بخوانم، افسوس خواهم خورد.
من نميتوانم باور كنم كه شما فهرست تعهدات خودتان به زنان را منتشر ميكنيد و در راس آنان اين تعهد باشد كه:
بازنگری کلیه قوانین و مقررات تبعیضآمیز و ناعادلانه از طریق ارایه لوایح لازم
و در كنارتان همسر ق ر آ ن پژوه اتان نشسته باشيد كه ميخواهد حقوق زنان را از لابلاي آيه هاي ق ر آ ن استخراج كند و بر فرق سر من زن نوعي بكوبد كه ” براساس نص صريح ق ر آ ن، ارث و ديه زن نصف مرد است” !!!! (ساير سدهاي احتمالي مثل ح و ز ه علميه و عزيزان آ خ و ن د و هموطنان با پتانسيل بالا براي تبديل به طالبان را و در راس همه آنها ر ه ب ر را فاكتور ميگيرم) و شما ميخواهيد كه چنين تعهدي را به سرانجام برسانيد؟؟ تمام 49 تعهد شما را هم خواندم و چيزي چز شعارهاي انتخاباتي نديدم كه اگر كمي تعقل در آن شده بود، ميفهميديد كه تمام تعهدات شما اكثرا از جنس فرهنگ بود و فرهنگ ما هم زن را ناموس خود ميداند و حتما ميدانيد كه فرهنگ ما دست كم هزار سال است كه اينگونه است و شما 4 سال بيشتر فرصت نداريد براي همه اين تعهدات، يعني هر ماه يك تعهد را بايد انجام دهيد چون تعهد كرده ايد و از اصول اوليه تعهد و اخلاق، وفاي به عهد است. (بنابراين خودم را حتي به نصف اين تعهدات هم خوشنود نخواهم كرد كه ميدانم در همان اولي خواهيد ماند) من نميتوانم اين شعارهاي شما را در كنار استفاده تبليغاتي شما از ناموس پرستي بگذارم و در خيالم فكر كنم كه شما يك كانديداي طرفدار زنان و حقوق از دست رفته اشان هستيد، وقتي كه حتي براي برد انتخاباتي از كلمه “ناموس” سوء استفاده ميكنيد تا راي بيشتري بياوريد، يعني حتي خودتان هم ميدانيد كه مردم ما ناموس پرست هستند و گرسنه بمانند، از ناموس اشان غافل نميشوند، چون اين مردم را خوب شناخته ايد اما باز براي شادي دل فمينيست ها اين شعارها را ميدهيد، چون به آراي بخش مهمي از آنها نياز داريد. حتي در هيچ يك از شعارهاي انتخاباتي اتان اعلام نكرده ايد كه در كابينه احتمالي اتان وزير زن هم خواهيد داشت و ميدانم كه كابينه احتمالي را مردانه مي بنديد تا “راي اعتماد” بگيرند. بنابراين براي بهتر شدن وضع زنان و حقوق آنها هم به شما راي نخواهم داد و هر روز كه در اين سرزمين و در دولت احتمالي شما بر زني جفا ميشود و حقي از او خورده ميشود و له ميشود و نابود ميشود و … گريه خواهم كرد و افسوس خواهم خورد.
خودتان بارها اعلام كرده ايد كه به “اصول” مراجعه خواهيد كرد (يا همان “ر ه ب ر ي”). بنابراين به شما راي نميدهم تا گشت ارشاد را جمع كنيد چون در دولت احتمالي اتان بر فرق سر ما راي دهندگان خواهيد زد كه من گفتم كه “به اصول مراجعه ميكنم” و يادم نخواهد رفت شعار دهه شصتي شما كه ميگفتيد ” زن نبايد بي دليل از خانه خارج شود.”
برنامه هاي فرهنگي اتان را هم مطالعه كردم و جز شعار چيزي نديدم. مثلا نميدانم در كنار شعار “مراجعه به اصول” چگونه يكي از اهداف فرهنگي برنامه اتان ” حذف فضاي سانسور و سانسو زدگي” است؟ چگونه تيم همراه اتان همان سانسور چيان دهه شصت و دوران آقاي خ ا ت م ي هستند و شما ميخواهيد كه با سانسور در فرهنگ و هنر مبارزه كنيد؟؟ و مثلا چگونه ميخواهيد حضور زنان را در عرصه سينما مثلا از يك انسان درجه دو، با يك پوشش نيمي از گوني بيرون آمده كه نقشش هميشه گريه كردن و ستم كشيدن از دست آقاجون و شوهرش و برادرش و … است، در طي 4 سال به يك زن توانمند و برابر و انسان درجه يك و داردي قدرت تصميم گيري و … تبديل كنيد كه فيلم فروش هم داشته باشد و انگ فمينسيتي نخورد و توقيف نشود و ….؟؟ احتمال ميدهم كه در دولت احتمالي شما حتي “اخراجي هاي 3″ هم ساخته شود و شما دهان همه ما را با شعار “بازگشت به اصول” و “وفاداري به دوران جنگ” و “آزادي بيان” (كه البته فقط در اين جور موارد اين شعار كاربرد دارد) خواهيد بست. بنابراين به خاطر فضاي بهتر فرهنگي هم به شما راي نخواهم داد و هر بار كه در دولت احتمالي شما كتابي اجازه چاپ نميگيرد و “اخراجي هاي 3″ مانندي با پول نفت ساخته ميشود، و نويسنده اي خانه نشنين مي شود و فيلمي در توقيف سپاه و نيروي انتظامي و قوه قضاييه قرار ميگيرد و … بغض راه گلويم را خواهد بست.
آقاي م و س و ي! من سوار موج سبز شما نشده ام، دستبند سبز هم ندارم و هر چه سبز بوده اين روزها از اطرافم دور كرده ام، در خيابان هم براي اتان گلو پاره نكرده ام كه ميدانم حجم عظيم بنزين و انرژي اي كه اين روزها مصرف ميشود بالاجبار از درآمد نفتي جبران ميشود (و ما هم ملتي كه عادت به خوردن پول مفت نفت داريم) و 4 سال ديگر رقيب احتمالي شما اگر كمي زرنگ باشد در مقابل اتان مي نشيند و نموداري از نرخ تورم روزهاي اول دولت احتمالي شما به شما نشان خواهد داد كه در اثر اين موج سبز و افزايش شدت مصرف انرژي روند افزايشي داشته است و شما اگر صداقت داشته باشيد، خواهيد پذيرفت.
آقاي م و س وي، من به خاطر هيچ كدام از شعارهاي انتخاباتي اتان به شما راي نميدهم. من به اين دليل به شما راي ميدهم كه ره آورد سفر احتمالي رييس جمهورم به خارج از كشور، “هاله نور” نباشد. همين.
آقاي م و س و ي! اگر گلويم را ابتذال اين 4 سال ندريده بود كه من ناچار به از دور خارج كردن رقيب شما بشوم و موج سبز راه نيافتاده بود، قطعا انتخاب من شما نبوديد. من آرمانگرا نيستم اما از بين همين 4 نامزد هم، انتخاب بهتري نسبت به شما دارم اما چه كنم كه موج سبز شما من را ناچار به انتخاب ميكند.
به قول اين خانم: ” جناب مهندس م و س و ی امیدوارم ناچاری ما در دوست داشتن شما، ما و شما را در کنار هم سر بلند کند.” (خواندن اين نوشته توصيه ميشود به شدت)
من خودم واقف هستم كه من در يك جهنم جهان سومي به اسم ايران زندگي ميكنم و توقع ديپلمات درجه يك بودن از هيچ كدام از رييس جمهورهاي كشورم ندارم، اما راي ميدهم براي اينكه در درون خودم حس بهتري داشته باشم.
پي نوشت اول: نويسنده اين متن ميداند كه اين ايرادات به ساير نامزدهاي ديگر هم وارد است و هرگونه برداشتي از اين نوشته براي تخريب كانديداها را محكوم ميكند. اين نوشته را قبل از انتخابت نوشتم كه اگر موج سبز پيروز شد بعدا كسي نيايد بگويد كه تو كه راي دادي و آتشت خوابيد حالا تحويل بگير نامزد منتخب ات را. برخلاف حرفهايي كه همه تحريمي ها ميزنند من همه ايرادات نامزد منتخبم را ميدانم و احساسي و كوركورانه راي نداده ام و حدس ميزنم كه خيلي ها هم ميدانند اما چاره اي نداريم جز انتخاب “كمتر بدتر” نه حتي بين بد و بدتر. (اگر حروف اسامي را جدا جدا نوشته ام به اين دليل است كه نميخواهم طي سرچي چيزي كسي از اينجا سر در بياورد. همين)
پي نوشت دوم: البته به كساني هم كه سوار بر موج سبز هستند هم خرده نميگيرم كه چون فرصتي پيدا كرده اند براي خوش بودن و خوشي كردن كه چنين چيزي مدتها است در دل من مرده است و شايد از سر افسردگي است كه پشت پا ميزنم به چنين فرصت غنيمتي.
پي نوشت مهم: نويسنده افسوس ميخورد كه چرا از بين دو هزار نفر نامزد رياست جمهوري، 4 نفري بالا آمده اند كه همه اشان دست اشان به نوعي به خون مردم اين آب و خاك خسته، رنگين است؟؟؟؟؟
منهم همین الان و قبل از انتخابات می گم که با همه حرفهات موافقم. و البته هنوز مطمین نیستم که به کروبی رای بدم یا موسوی. فقط دلم را خوش می کنم که خیلی هم مهم نیست. به هرکدام که رای بدهم از نصف بعلاوه یک آرا به نفع ماموت کم خواهد شد و مقصود حاصل است.