اگر شما مرد باشيد و در تظاهرات اخير جنبش سبز شركت كنيد و زنداني شويد كافي است كه اعتراف كنيد: در ستاد فلاني كه بوديد از آمريكا و اسراييل و انگليس و بنياد سوروس و … پول مي گرفته ايد و يا با جاسوس هاي انگليسي و آمريكايي و اسراييلي و … رابطه داشته ايد و براي راديو فلان و رسانه فلان خارجي كار مي كرديد و پول مي گرفته ايد و عليه نظام گزارش تهيه مي كرده ايد، يا با فلان آقا و آيت الله و … در ستاد فلاني دست به يكي كرده ايد و ميخواهيد براندازي نرم انجام بدهيد و … يا علاوه بر شب نامه، بمب و اسلحه رايگان (!!!!!) هم در اختيار مردم قرار مي داديد تا ندا را بكشند و … يا توهم تقلب يك سناريوي از پيش تعيين شده توسط سلطنت طلبان بوده است تا نظام را براندازي كنند و … يا مي خواستيد از طريق سيم اتو نظام قدرتمند برقي هسته اي كشور را زير سوال ببريد و …
به محض اينكه به موارد بالا اعتراف كرديد و اگر فرد مهمي بوديد يك شوي تلويزيوني هم خواهيد داشت و آزاد خواهيد شد.
اما … اما اگر زن باشيد اصلا اصراري بر اعترافات بالا نيست؛ همين كه اعتراف كنيد كه با يكي دو تا مرد رابطه نامشروع داشته ايد كافي است؛ زيرا اين اعتراف نه تنها با تمام موارد بالا برابري مي كند بلكه گاهي بيشتر از آن هم خواهم بود و اصلا با قصد براندازي نظام برابري مي كند. در ضمن مردان كه نمي توانند اعتراف كنند با آقاي فلاني و آيت الله بهماني رابطه داشته اند كه (مخصوصا از وقتي كه ا.ن فرمودند ما هم جنسگرا نداريم كه ديگه اصلا نمي شود حرفش را هم زد، ايشان كلا تكليف اين موضوع را يكسره كرده اند)، پس شما زنان را براي چه آفريده اند؟ بالاخره بايد يك فرقي بين زنها و مردها باشد؟ بالاخره همين وقت ها است كه تفاوت بين زن و مرد معلوم مي شود ديگر. در ضمن اگر به اين رابطه هم اعتراف كنيد از زندان كه آزاد شويد هم يك جور ديگر زنداني خواهيد بود، بعيد مي دانم بتوانيد اين جامعه سر تا پا مردسالارانه را (حتي جنبش سبز را) به اين راحتي راضي كنيد كه به شما به چشم يك فا حشه نگاه نكنند. از طرفي كلهم اجمعين جامعه خوشحال خواهند شد كه سربازان گمنام امام زمان، يك فا حشه را زنداني كرده اند و جوانان آنها را از گمراهي رهانيده اند و …
باز هم بگوييد تو بد بيني هستي. اينجا نفس كشيدن زن و مرد هم با هم فرق دارد.
نه اتفاقن بدبینی نیست. خیلی هم تحلیل درستیه. اصولن جنسیت و ثک.ث مهمترین دغدغه های جوامع دینیه. تو همین داستان ها نگاه کن که مردم بیشتر روی تجاوزها حساسیت نشون دادند تا کشته شدن آدم ها. البته من معتقد نیستم که زنها قربانیان بزرگتری هستند. اما مثل تو معتقدم وجود زن تا حد زیادی با ثک.ث تعریف میشه
بهار: خوشحالم كه بالاخره يك مرد پيدا شد به من گفت تو بدبين نيستي. راستش من خودم كوچكترين و ريزترين موارد رو هم ميبينم و شايد اين خيلي بد باشه. خب حقيقت اينه كه خيلي از مردهاي جامعه ما مردسالار هستند و من دارم اين روزها فكر ميكنم كه بهتره اين حقيقت رو بپذيرم و سعي در پيدا كردن استثنائات نداشته باشم. ميشه در مورد اينكه ميگيد زنها قربانيان بزرگتري هستند، بيشتر توضيح بدهيد؟؟ و راستش اين وجود زن و تعريفش با ث..كث خيلي ناراحتم ميكنه. محض رضاي خدا حتي يك مرد روشنفكر هم نديدم كه اينجوري نباشه. گاهي وقتها دلم ميخواست مرد باشم و كمتر غصه بخورم اما ….
سلام بهار عزیز . متأسفانه همین طوره که شما میگین . این جامعه نه با جنبش سبز و نه انتخابات و نه هیچ چیز دیگه ای درست نمیشه . اول باید حساب این دین زن ستیز و نو ستیز رو روشن کرد . باید دین رو از همه چیز جدا کرد و 50 سال رو ذهن مردم مردسالارش کار کرد و فرهنگ سازی کرد و دوباره از اول شروع کرد . تازه باز هم فکر نکنم درست بشه . بعضی چیز ها توی ژن های اینها رفته .
با درود و سپاس فراوان : شهرام
بهار: راستش بعيد ميدونم ديني كه هزار و چهارصد ساله داره روي مردم ما كار ميكنه به اين راحتي ريشه كن بشه و … ولي اگر مسئوليني داشته باشيم كه دين رو از سياست جدا ميدونند و … به احتمال زياد تاثير به شدت بهتر و خوبتري خواهد داشت. اميدوارم هر چه زودتر اين اتفاقهاي خوب بيافتد.
با سلام،
ا- ا.ن نفرمودند ما هم جنسگرا نداریم، فرمودند بچه باز نداریم!!!!!!!!!!!!
2- مردها، چه سبز یا هر رنگ دیگر، به این آسانی از امتیازات چند هزار ساله شان نمی گذرند. وقتی سیستم دینی هم پشتشان باشد می شود نور علی نور.
3- اگر خانم ها برابری می خواهند، باید حقشان را بگیرند. حداقل می توانند موقع ازدواج، شاداماد را ببرند محضر و یک وکالت بلاعزل بگیرند که خانمش هر موقع خواست برود محضر و طلاقش را بگیرد. چند تا از این خانم ها می شناسید که از چشم غره رفتن اطرافیان نهراسند؟ هر وقت نترسیدند به حقوقشان نزدیک شده اند.
بهار: راستش من چون از اون كلمه بچه باز خوشم نمياد جايش گذاشتم هم جنسگرا اما ميدونم كه اين رو نگفته بود. با شماره دو صد در صد در يك ميليارد درصد موافقم. در مورد ترسيدن هم كه خوب ميدونيد چقدر فشارها و عوامل محيطي اين ترس رو زياد ميكنه كه؟؟ شايد مثلا نسل بعد از ما اين ترسشون كمتر شه و … و مثلا 300 سال ديگه كسي نترسه اما خب به خاطر همون شماره دو خيلي ها ميترسند ديگه و بايد كمك اشون كرد اما وقتي هنگام تصميم گيري طرف با يك هجمه بزرگ فرهنگي و رفتاري و … مواجه ميشه و … مخصوصا تهديد به از دست دادن رابطه و … خب اين ترسه بيشتر ميشه و كمتر پيش مياد كه نترسه و … اميدوارم كه زنهاي ما كمتر بترسند. البته من شخصا زنان زيادي رو ميشناسم كه نميهراسند مثل مادربزرگم، مادرم، دو تا از خاله هايم (البته يكي اشون به شدت ميترسه و …) و … ولي خوب اينها ديده نميشوند يا شايد هم جامعه مردسالار نميخواهد كه ديده بشوند. ببينيد مثلا شما هيچ جا در مناسبات روزمره نداشتن چنين ترسي رو جزء خصوصيات طرف قرار نميدهيد و … خب باعث ميشه كه همون تعداد اندك هم كمتر ديده بشوند ديگه. تو جامعه اي كه معيارهاش بر تمايلات مردونه است معمولا كارهاي زنان كمتر ديده ميشود و بيان نميشود ديگه. ولي در نهايت با حرفهاتون موافقم.