[ صحنه خارجي، مكان: حوالي خيابان طالقاني، زمان: سيزده آبان 1388، آقاي پيك موتوري در حال غر غر كردن]
پيك: اين چه وضعيه؟ خيلي بده. آدم به كارش نميرسه. من دو تا پرچم توي پيرهنم قايم كردم. يكي پرچم ايران، يكي پرچم سبز. به الف نوني ها كه ميرسم پرچم ايران رو در ميارم و ميگذارند رد شم به كارم برسم. به سبزي ها هم كه ميرسم پرچم سبز رو در ميارم و وي نشون ميدم. نميدوني چه حالي داره؟
[ صحنه خارجي، مكان: حوالي خيابان طالقاني، زمان: سيزده آبان 1388، خانم چادري 42 ساله و رنگ پريده با پسر بچه 12 ساله اش]
يك خانم سبزي: بيا خانم بخور اين شكلات رو بخور براي موسوي هست. حالت خوب ميشه.
خانم چادري: من نه طرفدار ا.ن هستم؛ نه موسوي. نميخورم. نميخوام.
يك خانم سبزي: خب حالا بخور مال هيچكدوم نيست. رنگ به صورتت نيست. بخور حالا.
خانم چادري: خيلي خب بده بخورم.
[ خانم چادري شكلات را ميخورد]
خانم چادري: آخيش حالم بهتر شد. مرسي خانم. ممنون. براي روح جدش صلوات فرستادم.
[چند دقيقه بعد]
خانم چادري بعد از خوردن شكلات شروع ميكند به كلي شعار سبز دادن و “مرگ بر ديكتاتور” ميگويد و همراه جمعيت مي رود و …
لازم به ذكر است كه اين خانم چادري به موسوي راي داده است.
پي نوشت: لطفا در راستاي اينكه چرا به پوشش آن خانم اشاره كردم و آزاد انديشي و … ننويسيد؛ خانم چادري محترم از اقوام و دوستان بنده هستند.
میگن” شکم گشنه ایمون نداره ”
بهار: اوهوم.
از قضا خوب کردی گفتی چادری که بتونیم تصور کنیم .
بهار: نميدونم چي بگم. همينطوري تو ذهنم بود كه بگم چادريه. چون احساس ميكنم ديگه داريم زيادي تو اين مملكت همه چيز رو طبقه بندي ميكنيم.
بسیار وبلاگ خوبی است مخصوصا برای ما تشنگان متون فارسی که در غربتیم. ولی ایران آزاد نیازی ندارد که به آن رنگ بمالند. ما اکثریت ناراضی هستیم و کاری نکنید این رنگها هدف ما را در اصلاح قانون اساسی کشور از بین ببرند. ما همه یکرنگ، کشور را از چنگ دشمن در خواهیم آورد، سبز پوشان از نظر تفنن هر رنگی دوست دارند بپوشند. فقط بشرط آنکه هفته ای یکبار لباسشان را عوض کنند که بوی گندش بالا نرود…. سپاس
ایران داره وارد برحه ای میشه که تو اون دیگه اعتقادات مذهبی هر شخص نشان دهنده دیدگاه اون شخص نسبت به آزادی جامعه ایران نیست
افرادی که خودشون تو تظاهرات ها شرکت کرده باشن به وفور خانم هایی که با پوشش مذهبی ولی عقاید سبز هستند رو به وفور می بینند
هيچ وقت فكرشو نمي كردم براي كسي مهم باشم!
راستش كمي خجالت كشيدم و بلد هم نيستم اونجوري كه شايسته تو است، ازت تشكر كنم.